تبلیغات
شیرگاه سوادکوه، شهر دوست داشتنی من، شهر پلها - مطالب یادداشت

شیرگاه سوادکوه، شهر دوست داشتنی من، شهر پلها

Shirgahi.ir: بار دیگر، برای شهری كه دوستش دارم...

شنبه 22 خرداد 1389

تغذیه، بخش مهمی از طب اسلامی (یا سنتی) است. همان قدر که آداب و رسوم مردمی، بخشی از فرهنگ آن مردم است، آداب مربوط به تغذیه هم بخش مهمی از فرهنگ است. یکی از مهمترین بخشهای فرهنگ مردم مازندارن که در حال از بین رفتن است، همین بخش غذاست. اینکه ما ایرانی ها همه غذاهای مشابهی بخوریم، چیز بدی نیست، ولی اینکه غذاهای محلی خودمان فراموش شود، محل تامل است. 
بادونه، غذای محلی، برنج و روغن و شکر
مادر من، هر سال عید نوروز، بادونه درست می کنه. بادونه غذای اصلی نیست و یک غذای جانبی است. گرچه با برنج درست می شه! 
بادونه، برنجیه که خیلی پخته نمی شه، شکر بهش اضافه می شه و روغن. صدا و سیمای طبرستان، طرز تهیه اش رو نوشته که ما با کمی تفاوت درست می کنیم. (+) هم چنین در فرهنگ لغات مازندارنی تبرستان، می توانید گویش های متفاوتی از بادونه را در شهرهای استان مازندارن ببینید. (+)

  • نظرات() 
  • یکشنبه 29 فروردین 1389

    معرفی جاذبه های دیدنی و گردشگری شهر شیرگاه و روستاهای اطراف که بسی از شهر زیباترند و محق تر، از مواردی است که در این وبلاگ به آن می پردازیم.
    متن ذیل، نظر (کامنت) یکی از خوانندگان وبلاگ (که اتفاقا شاعر و وبلاگ نویس هم هستند:+) است که به واسطه مطالب نوشته شده در وبلاگ، از یکی از بهترین این جاذبه ها، یعنی آستانه امامزاده سید علی کیاسلطان دیدن کرده است. ضمن اینکه از شما هم دعوت می کنم تجربیات یا خاطرات خود را از شیرگاه برایمان بفرستید، با هم خدا را شکر کنیم و بخوانیم:
    سلام دوست آسمانی.
     سال نو مبارک.
    نمایی از امامزاده شاهکلاء
    انشا الله سالی پر از زیبایی و شکوه داشته باشید... مدتی قبل پروفایلتان را خواندم....نام شاه سید علی کیا سلطان برایم جالب جلوه کرد و شیرگاه و لفور راهم به خاطر سپردم...این روزها هم که روز های گشت و گذار است...دیروز حوالی شیرگاه بودیم که یاد همین ها افتادم!همسفرانم هم از پیشنهادم استقبال کردند و به سمت امام زاده(که فکر میکردیم روی یک تپه ی زیبا باشد!) راه افتادیم!...یک پیرزن با صفا آدرس را کامل به ما یاد داد...خیلی هم التماس دعا داشت و...میگفت" آقا جدش خیلی سنگینه"...در مسیر در سد سنبل رود هم توقف کردیم و خیلی خیلی خوش گذشت!...اما راه لفور!هرچه میگذشت بیشتر گیج میشدم!بهتر است بگویم مست استنشاق آن فضا ی بهشتی!به قول برادرم بهشت گم شده بود!...جاده های باریک...پر پیچ... و به سمت آسمان....درختان توی دره حالتی رویایی داشتند...مه همه جا را گرفته بود...جدا روی ابر ها بودیم!...لذتی که بردم ابدا قابل وصف نیست!...شاید محشر هم برایش کافی نباشد!...امام زاده هم با مردمان ساده و بی ریایش صفای خودش را داشت...زیارتش بعد از آن همه زیبایی خیلی چسبید! 
    جدا سپاسگذارم که چنین جای زیبایی را به ما معرفی کردید!
    احتمالا دیگر یکی از پاثوق های گردش های ما خواهد شد! خدا خیرتان بدهد!!! 
    یا زهرا(س)

  • نظرات() 
  • شنبه 29 اسفند 1388

    من یکی از قدیمی ترین وبلاگ نویسهای شهر مون هستم. شاید هم اولین. سال 81 که اولین سال فعالیت پرشین بلاگ بود من وبلاگ داشتم با موضوع شیرگاه. بعد وبلاگ خبرگزاری پانا دفتر شیرگاه رو زدیم. وبلاگهای کوچیک و موقتی هم تا دلت بخواد. یه مدت چون فرصت کم بود و تحصیل در دانشگاه امام صادق علیه السلام برای آدم وقت نمی ذاره، وبلاگ شیرگاهم رو که رتبه اول گوگل بود با وبلاگ پاورقی ترکیب کردم. یعنی پاورقی شد همه وبلاگهای من. بنابراین موضوع شیرگاه، (و موضوعات دیگر وبلاگها مثلموضوع عمره دانشجویی و ...) موضوعاتی بود که به اونا کم پرداخته شد. سه چهار ماه پیش دوباره شیرگاه رو بهش یک وبلاگ مستقل و جدید (تو میهن بلاگ) اختصاص دادم که می بینید؛ در حالی که بسیاری از وبلاگها هنوز وبلاگ مستقل جدید خود را نیافتند. به هر حال، شهر مان خیلی دوست داریم.

    آخر سال است. خوب است بسنجیم ببینیم که چقدر مفید بودیم. چقدر و چگونه شهرمان را معرفی کرده ایم.

    راستی تو نتیران گروه شیرگاهی ها(اینجا+) را ایجاد کردم. آلبوم عکس هایی از شیرگاه هم ساختم (اینجا +)و تعدادی عکس آپلود کردم. عضویت شما در این گروه باعث افتخار است. شما هم می توانید عضو شوید و عک ارسال کنید. راستی اگر از فعالیت دوستان شیرگاهی در اینترنت خبر دارید، (به ویژه در معرفی از شیرگاه و نه حرفهای سیاسی) خبرمان کنید.

    مهمترین رویداد کشور، انتخابات دهم ریاست جمهوری بود که شما مردم شیرگاه قهرمان ظاهر شدید. این عکس نتایج آرای مازندارن است که وزارت کشور اعلام کرده و سوادکوه رو من هایلایت کردم. مشارکت بالا، آرای 4 برابر دکتر احمدی نژاد، پنجم شدن کروبی و ... . واقعا روزهای خاطره انگیزی بود. البته شما درخور تقدیرید که چرا قواعد مردمسالاری را رعایت کردید. برنده هایتان، برنده بودند و بازنده ها بازنده و دوباره دوستی ها شروع شد. از طرفی در انتخابات حداقل 20 سال گذشته ریاست جمهوری همیشه یک مازندارنی کاندیدا بوده (دو دوره احمد توکلی، یک دوره ناطق نوری و یک دوره علی لاریجانی) مازندارنی ها همیشه شکست خود در انتخابات را با افتخار پذیرفته اند ولی این بار داماد لرستان و فرزند آذربایجان و هم چنین فرزند الیگودرز و لالی نخواستند واقعیت را بپذیرند.

  • نظرات() 
  • شنبه 15 اسفند 1388

     دوستم، وبلاگ نویس برجسته و نویسنده وبلاگ خاکریزیسم، پیشنهادی برای نوروز ارائه کرده است که خواندنی است:

    از آن جایی که این بالاشهری ها و بورژوامآبها جانشان برای این سفرهای نوروزی در می رود و سفر محمل خوبی برای تلاقی دو قشری است که طی دودهه اخیر شکافت عمیق فرهنگی بینشان ایجاد شده و از آنجایی که برخی از مشمولین این قشر شیک و مدرن احتمالا مانند آن نقاش تخیلی هنوز هم در توهمات انتخاباتی و مبارزاتی(!) خود باقی هستند، پیشنهاد بسیار خوبی برای مردمان شهرستانها و شهرها و روستاها دارم تا بتوانند این درد جانکاه آن مرفهین را مداوا نمایند.

    البته پیشنهاد من آتش زدن اتومبیلهای آخرین سیستم آنان و فحش ناموسی و بد و بیراه گفتن به آنان و یا ضرب و جرح این قشر به تلافی آنچه در تهران بر سر مردم و بیت المال آوردند، نیست. ما باید ثابت کنیم که از نظر فرهنگی فرسنگها مترقی تر از این قشر متحجر در توهم هستیم.

    پیشنهادم به بر و بچه های شهرستانها و روستاها که حقیقتا و بدون تعارفات معمول لفظی، "ولی نعمتان" ما هستند این است که با یک کار ساده تودهنی جانانه ای برای بیدار کردن آنان حواله شان نمایند. لب کلام حقیر این است که جماعتی که یک عمر توسط بالاشهریهای موصوف، "اُمُّل" و "دهاتی" و "عقب افتاده" لقب گرفتند به گونه ای، به آنان نشان دهند که با هم اختلافنظر دارند.

    یکی از بهترین کارهایی که می توان انجام داد، استخراج آراء کاندیداهای مختلف در آن روستا یا شهر و حتی در صورت امکان سایر مناطق و نواحی همسایه و توزیع آن بین مسافرین بالای شهری می باشد. اگر بر و بچه ها بیشتر از این هم پتانسیل دارند می توانندآمار خدمات دولتهای مختلف به منطقه شان را و امتیازات اخلاقی و رفتاری مردمان غیر بالای شهرنشین و آسیبها و چالشهای بالای شهرنشینها را که هردویشان کم هم نیستند را برای بورژواها احصاء نمایند.

    شهر ما -شیرگاه- در میان راه مسافران نوروزی استان مازندارن است. مسافران زیادی رد می شوند.

    کاری نکنیم؟!

    جهت اطلاع:

    در انتخابات ریاست جمهوری دهم، از حدود 2 میلیون رای استان مازندارن، دکتر محمود احمدی نژاد حدود یک میلیون و سیصد هزار رای کسب کردند در حالی که مهندس موسوی در حدود 500 هزار. این یعنی بیش از دو برابر بیشتر.

    در شهرستان ما -سوادکوه- نیز: دکتر محمود احمدی نژاد از میان 44 هزار رای، 35 هزار رای کسب کردند در حالی که مهندس موسوی حدود 8 هزار رای. این یعنی بیش از 4 برابر بیشتر.

    مسافرین محترم نوروزی! به استان و شهرستانی پا می گذارید که با قاطعیت به احمدی نژاد رای داده است. مراقب خود باشید!

    تعداد آرای آن دو نفر دیگر مهم نیست. فقط جهت خنده عرض کنیم آرای مهدی کروبی از آرای باطله هم در استان و هم در شهرستان کم تر است. آری، مهدی کروبی در شهر و استان ما هم پنجم شدند!


  • نظرات() 
  • چهارشنبه 16 دی 1388

    عكسی از سبزی شیرگاهامروز چهارشنبه، شانزدهم دی ماه 1388 است. روز شهدای دانشجو. امروز دكتر حسن رحیم پور ازغدی در دانشگاه ما سخنرانی می كند؛ اما من امروز به شهر خود، شیرگاه برگشته ام تا بعد چند هفته آخر هفته ای را در كنار خانواده و دوستان باشم.
    شیرگاه من، بار دیگر بارانی بود. اما همچنان سرسبز و با طراوت. واقعا كمی كه ایرانگردی كنیم، قدر این نعمت طبیعت سبز شهر مان را خواهیم دانست. لان شكرتم لازیدنكم. خدا شوخی نمی كند. اگر شكر این نعمت سرسبزی را عملا به جا اوریم، مطمئنا نعمات دیگری، در جنبه های دیگری، نصیب شهرما خواهد شد. و اگر نه، ... نگذارید من بگویم. خودتان در قرآن سرچ كنید و ببینید چه می شود!

  • نظرات() 
  • جمعه 27 آذر 1388

    کتاب

    هر سال، ماه محرم، تعدادی از بچه های با انگیزه در دانشگاه ما، آستین همت بالا می زنند و نمایشگاه محصولات فرهنگی به ویژه کتاب برگزار می شه. نمایشگاه های کوچک و هر چند وقت یک بار، فرصتی خوب برای کتاب خریدن و هدیه دادن. ما هم که خیلی کتاب دوست داریم و تقریبا همون قدر که به شکممون می رسیم به روحمونم می رسیم(!) –کتاب -و یا بهتر بگم: فرهنگ- غذای روح- امسال هم از همون شب اول تعدادی کتاب خریدم و دو تا و نصفی رو هم خوندم:

    فراموش نکنیم: مشکل ما سه راه حل دارد: خواندن، خواندن و خواندن. البته راه حل چهارمی هم وجود دارد که آن هم خواندن است. مطالعه را به عنوان جزیی ثابت به برنامه زندگی روزانه تان وارد کنید. (نقل به مضمون از دکتر حسن رحیم پور ازغدی). مطمئنا هم شهری های خوب شیرگاهی من، اهمیت مطالعه و نقش محوری دانش در قدرت نرم را بهتر از من می دانند. دوره سلطه نظامی گذشته و امروز ملتی سرفراز است که علم دارد.

    خدمت دوستان دانشجو و استاد و اهالی مطالعه، عضویت در سایت goodreads را پیشهاد میکنم. آنجا با کتابهای مختلفی آشنا می شوید. می توانید کتابخانه با موضوع دلخواه بسازید. بدانید چه کسی چه کتابهایی دارد و نظرش به کتابهای مختلف چیست. نقد کتاب بنویسید و ...

     به من در کتابخوان سر بزنید

    سایتی برای معرفی، نفد و به اشتراک گذاری دانسته هایمان درباره کتابها. حتما عضو شوید

    کتابهایی که همین اول کار خریدم

    عنوان

    نویسنده

    جنگ دوست داشتنی: خاطرات سعید تاجیک

    سعید تاجیک

    مجموعه داستان غیرقابل چاپ همراه با چند نقد و نظر

    سید مهدی شجاعی

    بابانظر: خاطرات شفاهی شهید محمد حسن نظرنژاد

    مصاحبه: سید حسین بیضایی؛ تدوین: مصطفی رحیمی

    یک عاشقانه آرام

    نادر ابراهیمی

    ویرانی دروازه شرقی

    سرلشکر عراقی وفیق السامرایی

    پاییز در قطار

    کاظم مزینانی

    پدر عشق و پسر

    سید مهدی شجاعی

    خاطرات مرضیه حدیدچی (دباغ)

    محسن کاظمی

    شعرهای سلمان هراتی مجموعه کامل

    سلمان هراتی

      

  • نظرات() 
  • جمعه 20 آذر 1388

    عکس تزیینی است!
    دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق علیه السلام (تهران)، امسال بنا دارد که در کلیه شهرستانهایی که دانشجویی از آنها در دانشگاه امام صادق علیه السلام تحصیل می کند، محصولات فرهنگی به مناسبت ماه محرم توزیع کند.
    شیرگاه هم که دو دانشجو دارد، بی نصیب نخواهد بود، ان شاء الله.
    یک نکته مهم در توزیع محصولات فرهنگی و کالاهای رسانه ای این است که رایگان بودن و مفت به دست آمدن یک کالا ( به ویژه از نوع فرهنگی) بزرگترین آسیب توزیع خواهد بود و نتایج عکس خواهد داشت. 
    از معیارهای کمی اندازه گیری سطح فرهنگ یک منطقه، مقدار کتابهایی هست که می خرند.
    فکر می کنید، مردم شهر ما، شیرگاه، چقدر کتاب می خرند؟

  • نظرات() 
  • سه شنبه 17 آذر 1388

    مدهخدارحوم علی اكبر دهخدا با لغت نامه اش جاودان شد. در سایت اینترنتی لغتنامه دهخدا می توانید به جستجو و مطالعه متن كامل لغت نامه بژردازید. تجربه كنید: (+)
    جسجوی ما برای لفظ شیرگاه سه مدخل رو با این عنوان نشان داد:
    اولی:
    شیرگاه . (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش سوادکوه شهرستان شاهی .این دهستان در جنوب شاهی و طول دره ٔ تالار واقع است و راه آهن شمال از وسط آن می گذرد. مرکز دهستان قصبه ٔ شیرگاه است و شماره ٔ دیه های آن 20 است و مهمترین آنها عبارتند از: برنجستانک ، کلیج خلیل ، بورخیل ، بشل . محصول عمده ٔ دهستان برنج و غلات و نیشکر و توتون و سیگار و شغل عمده ٔ اهالی زراعت و تهیه ٔ زغال چوب می باشد و زغال چوب اهالی شاهی بیشتر به وسیله سکنه ٔ این دهستان تهیه می گردد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3).
    دومی:
    شیرگاه . (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان شیرگاه بخش سوادکوه شهرستان شاهی . سکنه ٔ آن 1000 تن . آب آن از رودخانه ٔ تالاررود و جز آن . اولین ایستگاه از شاهی و تهران و کارخانه ٔ قیراندود و تقطیر چوب و دبستان و شعبه ٔ جنگلبانی و پاسگاه نگهبانی و اداره ٔ املاک و دفتر پست و متجاوز از پنجاه باب دکان دارد و مرکز حوزه ٔ 8 آمار است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3).
    سومی:
    شیرگاه . (اِخ ) نام ایستگاه نوزدهم راه آهن شمال میان زیراب و شاهی در 314 هزارگزی تهران که در قصبه ٔ شیرگاه قرار دارد. (یادداشت مؤلف ).

  • نظرات() 
  • دوشنبه 16 آذر 1388

    شیرگاه در تاریخ

    شیرگاه و دهستان لفور آن ؛روزگاری پایتخت جهان باستان بودند.بی خیال این موضوع(اگر اهل مطالعه اید به کتاب تمدن دیرینه شیرگاه و لفور تالیف آقای عباسپور مراجعه کنید.)

    شیرگاه کجاست؟

    شیرگاه یکی از دو بخش شهرستان سوادکوه است که با وسعت ۴۹۴ کیلومتر شمالی ترین منطقه ی جنوبی ترین شهرستان استان لاله خیز مازندران است واز جهات چهار گانه به قائمشهر-ساری- بابل-زیراب محدود می شود.شیرگاه در بین راه ترانزیتی تهران مشهد قرار گرفته است.

    آب و هواش چه جوریه؟

    آب وهوای شیرگاه معتدل و مرطوب خزری است و با دریای مازندران ۵۰کیلومتر فاصله دارد.متوشط بارندگی در سال ۱۷۰۰میلی متر است ودر نواحی کوهستانی آن در بهمن فصل یخبندان هم وجود دارد.رطوبت نسبی در ۳۰/۶صبح و عصرتقریبا برابر{۸۷و۸۶}ولی در از ظهر به ۶۳درجه کاهش می یابد.شیرگاه باران {به زبان محلی :وارش }را خیلی دوست می دارد. شما چه طور؟


    متنی كه خوندید با همین عنوان، یكی از اولین یادداشتهای وبلاگی منه كه این اواخر پیداش كردم. البته قبل این هم نوشتم ولی معلوم نیست چه بلایی سرشون اومده. اینو ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۳ تو پرشین بلاگ نوشته بودم.

  • نظرات() 
  • شنبه 14 آذر 1388

    ماشینهای این طرف پل منتظرن ماشینهای اون طرف پل رد بشن!

    یه دوست عزیزی تو كامنتهاش نوشته بود، كه چرا از مشكلات نمی نویسی؟ خب اولا ببخشید! اگه كم كاری كردیم و از مشكلات ننویسیم. همیشه سعی داشتیم از مشكلات هم بنویسیم. الان كه نگاه می كنم می بینم كه از مشكلات هم نوشته ایم! كم هم ننوشته ایم. درست است كه همه مشكلات را ننوشته ایم. واقعا مشكلات شهر ما هم مظلومند. به شهر ما آب نیامده!(قول داده اند یعنی احمدی ن‍‍ژاد هم قول داده تا آخر امسال بیاد! می تونین كیهان شنبه 10 تیر 8یه عكس از شیرگاه! كه چیز خاصی گیرتون نیاد!5 رو بخونین، صفحه شهرستانها) شهر ما بیمارستان نداره! راستی اگه بخوام نداشته ها رو بگم كه خیلی جا می گیره! پس بذارین داشته ها رو بگم: یه دانشگاه آزاد كه هنوز دانشجو نداره! یعنی نگرفته! چند روزه كه گاز اومده! برق هم داریم!یه مركز مخابرات هم داشتیم! كه الان اداره مخابرات زیرابه! زیراب بیمارستان هم داره!(اینم بخاطر دوست عزیزی كه خیلی به زیراب گیر می داد! ) ما نمی خوایم اینطوری بنویسیم كه چرا زیراب امكانات داره، ما نداریم؟ مهم اینه كه امكانات و حق ما را بدن تا ما هم پیشرفت كنیم. ما عقب مانده ایم. خیلی ساده است: اگه بیایند مناطق سهمیه كنكور رو دوباره سهمیه بندی كنن، و چهار منطقه در نظر بگیرن، ما منطقه چهارم می شویم! امید وارم معنی منطقه محروم رو درك كنین. بچه ها می گن شما كه شمالی هستید، شهرتون چند تا استخر داره، می گم شهر ما آب نداره كه استخر داشته باشه! تو شهر پلها با 54 پل تاریخی، چندین ساله كه همه منتظرن یه پل كنار پل شاه عباسی(آب روشن، روشنده او) ساخته بشه. از پل تنگ 400 سال كاری ساخته نیست! همیشه اونجا ماشینها متوقف می شن! می شه گفت یه ترافیك! واقعا قطار جالبی از ماشینهای مختلف درست می شه.(از پیكان و پراید گرفته تا ماشینهای مدل بالا مثل زانتیا  و ماشینهای كشاورزی مثل تراكتور و كمباین! خودم تا حالا اسب و بارش رو تو ترافیك ندیدم! ولی بعید نیست یه روز اسب رو هم تو این ترافیك ببینیم!) پله این قدر تنگه كه ماشینهای این طرف پل معمولا سعی می كنن ماشینهای اون طرف پل همشون رد شن، اون وقت اونا رد شن! باشه بعدن، سر وقت اهم مشكلات رو می نویسیم. شما هم راه كار بدین. به راه حل های شما محتاجیم.

    این مطلب رو
    ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٥ نوشته بودم. احمدی نژاد به قولش در مورد آب عمل كرد. ما گاز هم داریم. این همه در دوره احمدی ن‍ژاد بود. سد بزرگ البرز لفور هم افتتاح شد، بعد از 16 سال در دوره احمدی نژاد. پل وسط شهر هنوز هم نیمه كاره است، گرچه امروز شباهتی به پل پیدا كرده. قومی پیشرفت نمی كنن مگر اینكه خودشون بخوان. راستی پیشرفت اگه به معنی اینه كه صمیمیت مردم ما مثل تهرانی ها بشه و از دست بره، ما این پیشرفت را نمی خوایم!

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :4
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    filesell

    لینکستان

    filesell

    آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها